پيام
+
يه دزدي رو آوردن پيش حضرت علي. گفتند دزدي کرده. حضرت به جوون دزد گفت بابا تو که از محبان ما بودي.اگه مي خواهي پيش من اعتراف نکن تا حد نزم . جوونه گفت: نه اگه قراره کسي من و حد بزنه کي بهتر از شما؟ اعتراف کرد. حضرت انگشتاش رو قطع کرد. جوونه اومد بيرون و راه افتاد رفت. يکي از منافقاي نامرد ديد الان وقت خوبيه، دويد دنبالش تو کوچه جلوش و گرفت و گفت: تو بودي ميگفتي علي علي؟ ببينم کي انگشتهاتو قطع کرده؟
خليل سعيدي
89/6/17
خطخطي
بايد هم كه نازيد به چنين مولايي!
محمّدمهدي
تمام لذت عمرم در اين است / كه مولايم اميرالمومنين است.
خليل سعيدي
معرفت يعني . بنازم مرام . بنازم عشق ابو سيدن